صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS
محمد رفیع ضیایی
کاریکاتوریست
 
Mohamad Rafi Zeyaei
CARTOONIST
محمدرفیع ضیایی
zeyaeicari@hotmail.com

انتقاد ، طنز و فکاهی در آثار دهخدا

 

   کاربرد انتقاد که در آغاز جنبش مشروطه با کلمه « کریتیک » وارد فرهنگ روزنامه نگاری ایران شد ، نهایتا در نشریات انتقادی و فکاهی ایران نقش فکاهی و طنز به خود گرفت و یا در ستون های نشریات جدی به صورت طنز اجتماعی و سیاسی درآمد . ساده نویسی در ایران نیز از روزنامه ها شروع شد . نمونه این گونه ساده نویسی را می توان در روزنامه اختر یافت که در سال 1292 هجری قمری توسط نویسندگانی چون شیخ احمد روحی ، میرزا آقاخان کرمانی ، میرزا مهدی تبریزی و محمدعلی خان کاشانی انتشار می یافت . سال انتشار اختر برابر است با 1875 میلادی و سال بیست و هشتم از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار .  در آن تاریخ در ایران هیچ نشریه فکاهی و انتقادی منتشر نمی شد . گرچه روزنامه ای چون اختر از قدیمی ترین نشریات غیر دولتی ایران است . اما از آن قدیمی تر کاغذ اخبار میرزا صالح است و نیز احسن الاخبار و تحفه الاخبار که به مدیریت حاج میرزا محمدعلی شیرازی در سال 1260 قمری برابر با 1844 میلادی در بمبئی ، اخبار دارالخلافه تهران را به چاپ می رساند. تحفه الاخبار در دوره محمد شاه قاجار و 4 سال قبل از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به چاپ می رسید . بعد از آن روزنامه وقایع اتفاقیه است که در سال 1267 هجری قمری برابر با 1850 میلادی به مدیریت میرزا جبار تذکره چی و همکاری برجیس صاحب که مترجم دربار بود انتشار یافت و بعد از 471 شماره به نام روزنامه دولت علیه تغییر نام یافت.

   انتقاد از حکومت های مستبد دوره قاجاریه که گونه ای از آن نهایتا در قالب فکاهی و طنز شکل جدیدی در آغاز مشروطه به خود گرفت همراه با جنبش عدالت خواهی جای خود را در نشریات غیر دولتی  باز کرد و توانست با مطرح کردن مفاهیمی چون آزادی ، عدالت خواهی ، حکومت قانون و تاسیس شورا شیوه ای تازه را در قالب فکاهی و طنز مطرح کند .

   ظهور روزنامه هایی چون قانون میرزا ملکم ناظم الدوله در لندن به سال 1307 برابر با 1889 میلادی . حبل المتین به سال 1311 برابر با 1893 میلادی در کلکته و نیز روزنامه ثریا توسط میرزا علی محمد کاشانی در سال 1316 هجری قمری برابر با 1898 میلادی در قاهره ، موج تازه ای از مفاهیمی را مطرح می کرد که معمولا در نشریات وابسته به دولت مطرح نمی شد . روی هم رفته دو طرز تفکر عمده بر روزنامه های ایران در آغاز مشروطه حاکم بود . تفکر اول همه آن چیزی است که به پایداری سلطنت قاجاری می انجامد و تفکر دوم ذکر مفاهیمی بود که قدرت را به مردم برمی گرداند و در مفاهیم واژه هایی چون حکومت قانون ، مجلس مردم ، عدالت ، آزادی و خواست هایی از این دست شکل می گرفت . طبعا واژه انتقاد در نشریات وابسته به دولت نقشی نداشت و این نشریات غیر دولتی بودند که خواست های خود را در قالب موضوعات انتقادی ( سیاسی و اجتماعی ) مطرح می کردند .

   در سال 1906 در باکو اولین شماره روزنامه ملانصرالدین منتشر شد . این نشریه که به شیوه طنز و فکاهی همراه با کاریکاتور منتشر می شد بخشی از محتویات خود را به مسایل ملت های مشرق زمین و اوضاع ایران اختصاص داد . جو آماده ایران در خیزش انقلاب مشروطه باعث شد که به سادگی دریافته شود که شیوه ملانصرالدین روشی موثر برای ارتباط با مردم است . به این جهت موجی از نشریاتی شروع به کار کردند که در قالب انتقاد ، فکاهی و طنز کوشش می کردند ارتباطی ساده تر با مردم برقرار کنند . سال های 1324 تا 1326 هجری قمری اوج مرحله اول انتشار نشریات طنز و فکاهی و یا نشریات انتقادی است که کوشش می کردند به روش فکاهی و انتقادی دست یابند .

   اگر بخواهیم به صورت گذرا به این نشریات اشاره کنیم می توان آنها را با اسامی شاهسون عبدالرحیم طالبوف در سال 1306 هجری قمری برابر با 1889 میلادی ، شبنامه صفراف در 1310 هجری قمری برابر با 1892 میلادی ، طلوع مصور در 1900 میلادی توسط عبدالحمید خان ثقفی متین السلطنه در بوشهر ، روزنامه آذربایجان در 1325 هجری قمری و در سال 1326 هجری قمری روزنامه حشرات الارض ، روزنامه بهلول در 1329 هجری قمری ، روزنامه کشکول در 1325 برابر با 1907 میلادی و چند نشریه دوره اول مشروطه به عنوان پایه گذاران ادبیات انتقادی در قالب طنز و فکاهی از آنها یاد کرد . این آغاز نهایتا تا امروز لیستی را برابر با بیش از 250 نشریه در بر می گیرد که از شیوه فکاهی و طنز سنتی ایران بهره برده اند .

   یکی از قدیمی ترین و پرقدرت ترین  این نمونه  ادبیات طنز، در 35 شماره از روزنامه صوراسرافیل و در ستونی به نام چرند و پرند به قلم دهخدا به چاپ رسید . این آثار نمونه بارزی از طنز سیاسی ( مدرن ) جدید در ایران آن دوره بود که هم از نظر ساختار در تکنیک و هم از نظر مفهوم در محتوا دارای ویژگی خاصی است.

   از نظر ساختاری دهخدا شیوه ای ساده و روان را ابداع کرد که برعکس ساختار پرتکلف و متن های ثقیل و سنگین و پر از صناعت ادبی و منشیانه دوره قاجاریه ، از سادگی و روانی خاصی برخوردار بود . از طرف دیگر کاربرد واژه ها در ساختار جدید به گونه ای بود که دهخدا کوشش می کرد واژه هایی را از فرهنگ مردم کوچه و بازار ، کنایات ، مثل ها و تکیه کلام های آنها انتخاب کند . در حالی که در گذشته نویسندگان کوشش می کردند هر چند بتوانند فصیح تر و بلیغ تر بنویسند و تبحر خود را در آرایش واژه ها به انواع و اقسام شگردهای مغلق ادبی نشان دهند ، تا از آن متن ، تنها افراد تحصیل کرده و متبحر در ادبیات سر بیاورند و او را به داشتن چنین فصاحت و بلاغتی ستایش کنند .

   دستاورد ساختاری طنز دهخدا به همین جهت ادبیاتی بود ساده و روان ، قابل فهم و پر از اشاره به آداب ، رسوم ، خرافه ها ، کنایات ، مثل ها ، حکایات ، متل ها و تمام آن چیزی که حیات سیاسی و اجتماعی مردم ایران در آن می گذشت . این گونه ادبیات بیشتر وسیله ای بود برای ارتباط با خوانندگان از عام گرفته تا خاص و هدف آن انتقال پیام بود به این جهت از نظر محتوایی نیز هدف نویسنده تنها ردیف کردن واژه ها برای دست یافتن به متن فنی و پرقدرت نبود بلکه دهخدا بنا به نوع جهان بینی مسلط بر افکار ناشران صوراسرافیل که تقریبا همگی از اعضای کمیته انقلاب ملی وابسته به حزب اجتماعیون عامیون ( سوسیال دمکرات ها ) به رهبری حیدرعمواوغلی بودند ، هدف آثار خود در چرند و پرند را در راستای تحقق شعارهای سیاسی این حزب چون مشروطیت ، ایجاد مجلس ملی ، گسترش آزادی ، اصلاحات ارضی ،  مخالفت با مالکان عمده ، در افتادن با استبداد حکومت های خود کامه و افشای آنها می دانست و این اهداف به قدری جدی بود که نهایتا به شهادت میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل در 24 جمادی الاول 1324 انجامید و اگر دهخدا نیز نتوانسته بود فرار کند احتمالا همین سرنوشت را داشت .

   چرند و پرند دهخدا در روزنامه صوراسرافیل دارای دو قالب عام و خاص است :

1)      تمام 35 قسمت چرند و پرند در قالب عام ، طنز و فکاهی نوشته شده و همه آنها دارای همین ویژگی کلی است .

2)      در درون قالب کلی و عام ، دهخدا دست به آفرینش قالب های خاصی می زند که به صورت گذرا به آن اشاره می کنیم :

   قالب اول : روایت ساده ، به قول خود دهخدا ... « اگر دردسر می دهم اما نشخوار آدمیزاد حرف است ... » در این قالب با ذکر مسایل اجتماعی ، بررسی ماهیت جامعه و تاثیر جامعه بر اشخاص در پی یافتن کمبودها و نقص هاست که با انتقادی ظریف مطرح می شد . در این قالب به صورت روایی موضوعی را که معضلی بزرگ است مطرح می کند . مثلا « ... من دوای ترک تریاک را یافته ام ... » اما چگونه ؟ و خواننده روایت او را دنبال می کند .

   قالب دوم : قالب نامه نگاری ، که تحت عنوان های مکتوب شامل مکتوب شهری ، مکتوب از شهری به شهر دیگر و مکتوب از شخص خاصی و یا تقلید از نامه نگاری منشیانه و پرطمطراق عهد قاجار با در هم آمیختن آن با مسایل جدید جامعه . برای مثال : « ای کبلایی ، والله دیگر تمام شد ، خانه مان خراب شد ، زن ، بچه ، عیال و اولاد ، برادر ، پسر هر چه داشتیم یا کشته شدند و یا از ترس مردند ، نمی دانی چه قیامتی است ... و جواب از اداره ... والله آدم در کار مردم این روزگار حیران است ، معلوم نمی شود عاقلند ، معلوم نمی شود دیوانه اند ... » دهخدا در خلال این نامه نگاری ها مسایل مبرم روز را مطرح می کند .

   قالب سوم : اخبار ، در این قالب دهخدا چون یک گزارش نویس اخباری را از ولایات ایران و یا خارج نقل می کند . بخشی از محتوای این اخبار واقعیت دارد و بخشی را به طنز دست کاری کرده است . مثلا این خبر که « سگ حسن دله » به دفتر روزنامه می آورد که : « ... پسر حضرت والا در زرگنده ، اسب کالسکه اش در رفتن کندی می کند و حضرت والا حرصش درآمده پیاده شده ... و باقی قضایا ... »  دهخدا می نویسد وقتی بزرگان حرص شان در آید حق دارند هر کاری می خواهند بکنند . مثلا ..... به این ترتیب دهخدا اعمال متعدد خلاف قانونی را ذکر می کند که همه انجام شده و می گوید علت واقعی آن این بوده که حضرت والا حرص شان درآمده بود .

   قالب چهارم :  ادبیات،در این قالب دهخدا از شعر استفاده می کند و آنرا ادبیات نام می گذارد. این قالب را در نسیم شمال اشرف الدین گیلانی هم می توان یافت . اشعار در این قالب به شیوه خاصی همراه با ترجیح بندی است که معمولا تکرار می شود . سید اشرف الدین نظیراین قالب را بیست بار با تیتر ادبیات استفاده کرده. همین شیوه در قالبی دیگر تحت عنوان « دری وری » را سید اشرف الدین سی و یک بار به کار برده است و این در حالی است که دهخدا  تمام 35 شماره آثار طنزآمیز خود را در ستونی تحت عنوان « چرند و پرند » منتشر می کند که در اصل نظیر سر تیتر « دری وری » است . استفاده از چنین تیتری برای ذکر یک قالب عام طنز در نشریات خارجی هم بسیار مرسوم بوده از جمله « شاری واری » که در ادبیات فرانسه به معنی « درهم  و برهم » و یا ناهماهنگ و بی ربط است . در ضمن « شاریواری» نام نشریه ای قدرتمند در ادبیات و کاریکاتور طنز فرانسه  نیز بود.                                   

   قالب پنجم : تفریظ و اعتراض . این قالب یکی از قدیمی ترین قالب های انگولک به جراید است به این ترتیب که نویسنده در این قالب نوشته هایی از روزنامه های دیگر را موضوع کار خود قرار می دهد و با ذکر مطالبی از آنها برداشت خود را در قالب طنز به آن اضافه می کند.

دهخدا استفاده از چنین قالبی را در مورد روزنامه های زمان خود مثلا حبل المتین و... به کار می برد . گرچه متن تفریظ و اعتراض دهخدا به تنهایی یک مقاله است ، اما مقدمه یی است بر نوشتن نکته های فکاهی و طنز و کنایه آمیز در پاسخ بریده ای و یا مقاله ای از نشریات دیگر .

   قالب ششم گزارش نویسی : « چند روز قبل وزارت داخله ما محض کمال عطوفت و مهربانی به هفت وزیر مسوول دیگر در حضور خودشان اجازه جلوس روی صندلی مرحمت فرمودند . واقعا این مکرمت شاهانه در خور هزار گونه تمجید است ...» . « انجمن موقتی در اداره صوراسرافیل روز یکشنبه پانزدهم تشکیل شد ناچار مشترکین عظام می خواهند اعضای انجمن را بشناسند ... بله ، بنده که بنده ام ، ایشان هم که معرف خدمت همه آقایان می باشند ، اینهم که ... بله ... » وتمام شماره 15 چرند و پرند به ذکر گزارش این نشست می گذرد . این شیوه گفتگو بین چند نفر خود قالبی بسیار گسترده است که می تواند در مکان های مختلف اتفاق بیفتد .

   قالب ششم : حضور یک کاراکتر ساده ، دهاتی ، عوام که نویسنده می تواند او را بین یک حکیم و یک نادان در نوسان نگه دارد . این کاراکتر می تواند با رندی خاصی تضادی بین افکار خود و راوی برقرار کند . مثلا مشهدی اویارقلی که دهخدا در توصیف او می گوید : «که زبان فارسی هم به زحمت می خواند از سیاست سر درنمی آورد ... روزنامه نگاری نمی داند ، ساده است و عوام و هر چه نوک زبانش باشد می گوید ... نادان است پس نمی ترسد و...» .

   قالب هفتم : داستان ، داستان واره و قصه ، گرچه هر کدام از این واژه ها مفاهیم خود را دارد . اما مقصود ما در این مورد ، اساس روایتی است قصه وار که در آن خصوصیات شخصیتی مورد توجه قرار می گیرد و او را در نوعی روابط اجتماعی قرار می دهد . تنها نوشته ای که در « چرند و پرند » دهخدا بافت داستانی دارد  قصه ای است به نام  قندرون  . این داستان در صفحه 7 شماره 27 صوراسرافیل شروع شده و نهایتا به صورت پاورقی در شماره 28 هم ادامه یافته و ذکر شده است که بقیه دارد . اما وقایع سیاسی نهایتا به گونه ای پیش رفته که با کودتای محمد علیشاه  ادامه داستان به چاپ نرسید .

   قالب هشتم : روایت سالی که گذشت ، بازخوانی سال گذشته است که در این قالب دهخدا رویدادهایی از سال گذشته را انتخاب کرده و به نقد آن می پردازد و یا آن را به طنز توضیح می دهد . دهخدا شاید برای اولین بار  به صورت طنز سال های دوازده گانه ای که بر اساس نوعی تقویم نجومی، هر سال بر روی حیوانی می چرخد را ذکر کرده است و در آن سال که قالب سالنامه را می نویسد سال گوسفند بوده است. .

   عمده ترین قالب های چرند و پرند مطابق با نمونه هایی بود که ذکر کردیم . تمامی این قالب ها در آینده مورد استفاده طنزپردازان و فکاهی نویسان قرار می گیرد و در نشریاتی چون امید، ناهید ، باباشمل ، چلنگر ، توفیق  و نهایتا گل آقا مورد استفاده قرار می گیرد . گرچه در هر دوره یی بنا به سنت نوشتاری آن دوره متن ها در همان قالب ها دارای ساختار و محتوای جدیدی است که ضمن داشتن مشخصه های عام قالب ، دارای خصوصیات زمانی خود است .



نظر خوانندگان: 2 نظر
 
 
 نقل مطالب اين سايت (به جز لينک مستقيم) تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است